تبليغاتX

اسم دختر اسم پسر


دفتر شعر من - غریبه
سروده های مسعود مرادی

...  و  می نشینی  چه خسته اما ٬ کسی کنارت نمی نشیند

پرنده ای درخت تنها به شاخسارت نمی نشیند

در این دیاری که همدمی نیست ٬ غریبه بودن غم کمی نیست

چنان غریبی که سایه ات هم دمی کنارت نمی نشیند

نگاه ها خسته اند و سردند ٬ اگر چه در چشم تو بخندند

اگر بمیری کسی در اینجا سر مزارت نمی نشیند

به زیر لب نغمه های نا شاد ٬ ترانه های کهنه ٬ رفته از یاد

بجز هیاهوی مبهم باد ٬ به جان و تنت نمی نشیند

به خهنه می آیی از خیابان ٬ قذم به یک کوچه می گذاری

که هیچ کس جز گدایی آنجا ٬ به ره گذارت نمی نشیند

نشسته ای دل شکسته اما  .....  کسی کنارت نمی نشیند  

 پرنده ای  ای درخت تنها ٬ به شاخسارت نمی نشیند

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 13:18  توسط مسعود و الناز مرادی |